به رایان پژوهش امتیاز بدهید
جمعه 15/ آذر /1398
تمامی كالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
تعریف مفاهیم و متغیر ها

مفهوم و متغیر دو عنصر هستند که در اغلب تحقیقات حضوری تام و تمام دارند. در تحقیق به روش علمی یکی از حساسترین اقدامات تعریف صحیح و مناسب از این دو عنصر می باشد. اهمیت کار در این مرحله به صورتی است که لازم است با توجه به ویژگی های تحقیق به روش علمی دو گونه تعریف بدست می دهیم. تعریف شرحی و تعریف علمی و این دو تعریف را در مورد هر دو عنصر باید ارائه کرد. تفاوت بین مفهوم و متغیر در یک تحقیق شاید بسیار ظریف باشد. منظور از مفهوم آن عنصری از تحقیق است که محقق قصد اندازه گیری آن را ندارد لیکن باید برای سایرین به طور مشخص آنرا تعریف نماید تا دیگران منظور و مقصود محقق را از آن واژه یا مفهوم درک نمایند و متغیر آن عنصری است در تحقیق که محقق دقیقا قصد اندازه گیری آنرا دارد و ضروری است دیگران درک مشخصی از آن بر اساس تعریفی که محقق ارائه می کند داشته باشند.


از همین جهت است که هم در تعریف مفاهیم و هم در تعریف متغیرها به دو گونه از تعریف روبرو هستیم. تعاریف شرحی عمدتا از لغت نامه ها ، دائره المعارف ها ، کتاب های مرجع و کتب درسی و... اقتباس می شود و تنها عنصر مورد نظر را تعریف نظری یا تئوری می نماید. به عبارت دیگر تعریف یک مفهوم بوسیله مفاهیم دیگر که معمولا از مطالعات و نظریه های موجود نشات می گیرد و با بیانی علمی ارائه می شود.بدیهی است در هنگام تعریف ذکر منبع مورد استفاده ضرورتی اجتناب ناپذیر است. اما در تعاریف عملی که به طور مشخص بر عهده محقق قرار دارد محقق آنچه را که از این عنصر در این تحقیق خاص مد نظر دارد بیان می کند. به بیان دیگر محقق به مشخص ساختن و تعریف نمودن آن متغیر و تعین کردن عملیات و معیارهای تجربی که برای اندازه گیری و سنجش آن لازم است می پردازد.

تعریف متغیر : متغیر مشخصه یک عنصر پدیده موجود زنده و یا هر چیزی است که قابلیت تغییر داشته و می تواند مقادیر مختلفی را بپذیرد. آنچه اهمیت دارد آنکه باید دقت شود در هر تحقیق ما متغیرهای خاص خواهیم داشت و اینگونه نخواهد بود که همه آنچه در یک مطالعه بعنوان متغیر حضور دارند برای تحقیق نامطلوب است. از سوی دیگر نوع متغیر علیرغم مشابه بودن عنوان از یک مطالعه به مطالعه دیگر ممکن است متفاوت باشد.

متغیر را براساس عوامل مختلف به گونه های متفاوتی تقسیم بندی می نماید:

چنانچه اهداف تحقیق مد نظر قرار گیرند 2 گونه متغیر خواهیم داشت:

متغیر مستقل: آن متغیری است که محقق تاثیر آن را بر سایر متغیرها مورد سنجش قرار می دهد.

متغیر وابسته: آن متغیری است که متغیر مستقل بر روی آن اثر می کنند.

متغیر زمینه ای (جمعیت شناسی یا دموگرافیک):در مطالعات بر روی جوامع انسانی برخی متغیرهای وابسته به جمعیت حضور دارند که سنجش آنها به نحوی مورد استفاده ما خواهد بود. این متغیرها خصوصیات جامعه مورد مطالعه را به نحوه مطلوبی توصیف می کنند. 

متغیر مداخله گر: آن متغییری است که بر روی رابطه علت معلولی بین دو یا چند متغیر تاثیر می گذارد و باعث قوی یا ضعیف شدن رابطه بین متغیرها از حد واقعی آنها می شود.

اما شکل ديگر بر اساس خصوصیات متغیر تقسیم بندی صورت بگیرد:

متغیر کمی: و آن متغیری است که با عدد نمایش داده می شود. بدیهی است این متغیر همچون تقسیم بندی معمول در اعداد به دو دسته متغیر گسسته و پیوسته تقسیم خواهد شد که متغیر پیوسته مقادیر کسری را هم می پذیرد ولی گسسته این امکان را ندارد.

متغير کيفی: این متغیری است که کیفیت صفات با آن معرفی می شود. 

متغیر مرکب: متغیری را که از ترکیب دو یا چند متغیر به وجود می آید می نامند. 

در همین جاست که تعریف متغیر آنهم به شکل عملی یا کاربردی ضرورت پیدا می کند. تعریف عملی باید بر اساس ملاکهایی صورت بگیرد که مهمترین آنها عبارتند از:

قابلیت انجام داشته باشند

دقیق و مشخص باشند

قابلیت اندازه گیری داشته باشند

مقياس اندازه گيری (مقياس متغير)

در اين درس شما با نحوه تعيين مقياس اندازه گيری در تحقيق خود آشنا می شويد. 

يکی از ويژگيهای متغير قابليت اندازه گيری آن است. چنانچه از وزن به عنوان يک متغير نام ببريم بهترين راه اندازه گيری آن بر اساس کيلوگرم يا گرم می باشد در مورد قد هم سانتيمتر يا متر از عهده آن برمی آيد. اما در مورد رضايت بيماران از نحوه ارائه خدمات يا ميزان شنوائی يا ناتوانی و معلوليت از چه ملاکهائی بايد استفاده کرد. برای اندازه گيری يک عنصر نياز به مقياس اندازه گيری وجود دارد. مقياس اندازه گيری کمک می کند تا شما امکانی را برای اندازه گيری يک متغير تعريف نمائيد. برای اينکار لازم است با مقياسهای اندازه گيری متداول و مرسوم آشنا شويد. چهار دسته عمده از متغيرها عبارتند از:

مقياس اسمی: اين مقياس شامل  يک يا جند گروه با طبقه است که از نظر کيفی با هم متفاوتند اما بين گروهها هيچگونه ارجحيتی وجود ندارد. ممکن است برای هر گروه يا طبقه شماره ای در نظر گرفته شود که ارزش ندارد بلکه جنبه" کد" يا شناسائی دارند.

مقياس رتبه ای: اين مقياس نسبت به مقياس اسمی خصوصيت اضافه ای دارد که در بين گروهها از نظر متغير مورد نظر برتری وجود دارد اما اين برتری قابل سنجش و مقايسه با ساير گروهها نيست . گروهها هم يکسان نيستند. گروهها نسبت به هم روی پله های يک نردبان قرار گرفته اند.  

مقياس فاصله ای: در اين مقياس فاصله بين گروهها با هم مساوی در نظر گرفته شده است. اما صفر در اين مقياس فقدان خاصيت مورد نظر اندازه گيری نيست. اختلاف مساوی بين هرجفت از اعداد نمايانگر اختلاف مشابه در خصوصیت مورد اندازه گيری است.  

مقياس نسبی: در اين مقياس خصوصيت اضافی آن است که صفر دليلی برای فقدان خاصيت مورد اندازه گيری است و در نتيجه نسبت بين اعداد در اين مقياس همان نسبت مقدار خاصيت مورد اندازه گيری است.

شما به عنوان محقق برای اندازه گيری متغير خود ضروری است تا دست به انتخاب مقياس اندازه گيری بزنيد. تعريف مقياس و نوع رده ها یا گروه هائی که در مقياس خود در نظر می گيريد بر عهده شماست که بايدمبتنی  بر خصوصت علمی قدرت و رجحان مقياس باشد. نکته مهم آنکه قدرت و برتری مقياس های فوق بتدريج از مقياس اسمی به مقیاس نسبی افزايش می يابد و شما بايد هميشه از قویترين مقياس برای سنجش استفاده نمائيد.

يک مقياس خوب بايد دارای ويژگيهای زير باشد:

علمی : بر گرفته ومتناسب با اصول علمی باشد.

جامع : : بتواند تمام موارد متغيررا شامل شود.

مناسب : برای اندازه گيری آن متغير باشد.

قوی : تلاش شود قويترين مقياس باشد.

غير قابل جمع : رده های مشترک نداشته باشد.

رده های کافی : موردی را فراموش نکرده باشيم.

رده های تعريف شده : گروهها و رده های آن تعريف شده باشند.

عملی : قابليت انجام داشته باشد